در تاريخ  16/4/90 بعد از نماز صبح يعني حدود ساعت 4 بامداد وسايلمان را داخل اتوبوس قرار داديم و با سوار شدن به اتوبوس كربلا را به قصد سامرا ترك گفتيم .تازه اتوبوس شروع به حركت كرده بود كه صداي خوش دعاي فرج گوشمان را نوازش مي داد .چند نفر از زائرين كه همگي دانشجو نيز بودند با صوت زيبايي  مشغول خواندن دعاي فرج آقا امام زمان شده بودند .فضاي اتوبوس را يك فضاي معنوي خاصي فرا گرفته بود بعضي از فراق كربلا و بعضي از شوق وصال  گريه مي كردند ... . هر كسي چيزي زمزمه مي كرد ... .  گرماي اتوبوس و جواب ندادن كولرهاي اتوبوس واقعا طاقت فرسا بود ،آبهايي كه از هتل به همراه آورده بوديم كم كم گرم شده بود و ديگر جوابگوي عطش ما نبود همانجا به يا د حضرت عباس(ع) افتادم كه :

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهرۀ آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریۀ گل بود و الاّ خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیدۀ ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

حميد رضا برقعي

خلاصه تا برسيم  هفت هشت  ساعتي طول كشيده بود  . ساعت 10 صبح به وقت عراق (۵/۱۱ صبح به وقت ايران ) را نشان مي داد كه به سامرا و حرمين عسگريين رسيديم . تا برسيم مي بايست  مسافت زيادي را با پاي پياده (قسمت كمي را مي شد با اتومبيلهاي مخصوص) طي مي كرديم كه در طول مسير 3 ايستگاه بازرسي وجود داشت كه به دليل به همراه داشتن كيف و اشياء زيادي كه بعضی از خانم ها به همراه داشتند . در اين مكان بسيار بيشتر از آقايان معطل مي شديم بلاخره بعد از ايستگاه بازرسي آخر و تجديد وضو از دور گنبد و بارگاه حرمين عسگريين نمايان شد الهي بميرم  هنوز بعد مدت زيادي كه از فاجعه بمب گذاري در اين مكان مي گذشت گنبد به شكل خيلي ابتدايي باز سازي شده بود  جوري كه وقتي نگاه انسان به اين گنبد مي افتاد دلش كباب مي شد ... . بلاخره وارد صحن مطهر شديم هنوز خرابه هاي ناشي از انفجار در گوشه و كنار حرم به چشم مي خورد و در يك طرف حرم تل بسيار بزرگي درست شده بود.قسمت ضريح هم به شكل مطلوبي باز سازي نشده بود... . و اصلا اثري از ضريح ديده نمي شد.در اين قسمت  علاوه بر قبور مطهر امام هادي (ع) و امام عسگري(ع) قبر شريف سيده حكيمه خاتون  خواهر امام هادي و عمه امام عصر(عج)ونرگس خاتون ، مادر گرامي امام عصر(عج) در پشت سر امام حسن عسگري (ع)وجود دارد  . گفته مي شود مزار سمانه مادر امام هادي(ع) و سوسن ،مادر امام حسن عسگري (ع) نيز در همين حرم شريف قرار دارد.

بعد از  انجام اعمال اين مكان مقدس وخواندن زيارت جامعه كبيره   و چند نماز به نيابت از دوستان و آشنايان براي انجام اعمال سرداب مقدس به سمت سرداب حركت نموديم .

سرداب مقدس غیبت اعمالي دارد، از جمله : اذن دخول سرداب ، دو ركعت نماز ، دعاي مخصوص،نماز زيارت،دعاي بعد از نماز ، زيارت آل ياسين ،دعاي بعد از زيارت،زيارت دوم حضرت صاحب الامر،دوازده ركعت نماز زيارت،تسبيح حضرت زهرا(س)دعاي بعد از زيارت،دعاي فرج،صلوات بر آن حضرت،زيارت جامعه كبيره.

شور و حال عجيبي در سرداب وجود داشت در قسمت آقايان كارواني كه گويا از شيراز به اين مكان مقدس مشرف شده بودند با صداي بلند زيارت نامه مي خواندند و گه گاهي شروع به خواندن اشعاري در مورد امام زمان مي كردند و با صداي بلند گريه مي كردند به طوري كه هر بيننده اي را متاثر مي كرد . در قسمت خانم ها نيز همگي گريه مي كردند و ناله برخي از آنان خيلي بلند بود،هر كس نجوايي در دل داشت ...     .

....

....

خدايا مردم از هجران مهدي

نديدم چهره تابان مهدي

چنانم كن كه بنمايي حسابم

مرا در زمره ياران مهدي

....

...

نشانم ده جمال حق نمايت

كجايي تا كنم جان را فدايت

اگر چه جان من ارزش ندارد

جز آن چيزي نذارم رو نمايت

....

....

در اين مكان هر كس به دنبال ديدن امام عصر(عج) بودو خوشا به حال آنها كه از اين سرداب بالا نيامدند تا وجود نازنين آقا امام عصر(عج) را در اين مكان درك نمودند و چشمشان به جمال آقا منور شد  .

مكن محروم از فيض حضورش

خداوندا نصيبم كن ظهورش

ز پشت ابر غيبت ظاهرش كن

منور كن جهان را به نورش

...

محفل واقعا عرفاني و روحاني شده بود .بعد از انجام اعمال اين مكان مقدس و دعا براي ظهور حضرت حجت ابن الحسن العسگري (عج) ، سلامتي و طول عمر رهبر معظم انقلاب ، شفاي بيماران ، عاقبت بخيري جوانان ، توفيق زيارت با معرفت و... براي اقامه نماز ظهر و عصر از سرداب بيرون آمديم و در صف نماز گذاران قرار گرفتيم نماز اقامه شد حدود 300-400 نفري نماز را به جماعت اقامه نموديم  و بعد از خواندن نماز براي صرف نهار به میهمان خانه حرمين عسگريين رفته و سپس به مكان اهداء نذورات براي اداي نذر  رفته ودوباره براي زيارت پاياني وارد حرمين  عسگريين  شده و  چند لحظه  بعد با چشمانی اشک آلود و دلي شكسته و نالان آنجا را به مقصد كاظمين ترك گفتيم .

يادش بخير آن حرمهاي نوراني و بي چراغ كه بغض و كينه دشمنان آنان را به مخروبه اي تبديل كرده است . آقا جان بميرم براي مظلوميّتت . كه قبر پدرت بايد اينگونه باشد.

مدير وبلاگ