اين دسته، هر چند به ظاهر بينا هستند، ولي در فرهنگ قرآن و حديث، كور محسوب مي شوند. در همين رابطه امام علي (ع) در يكي از سخنراني هاي خود در مدينه به اين نكته مهم، اين گونه اشاره مي كند: ما كل ذي قلب بلبيب، ولا كل ذي سمع بسميع، ولاكل ناظر بنظير. نه هر كه دلي دارد، به خردمندي داننده است، و نه هر كه گوشي دارد نيك شنونده است، و نه هر كه ديده اي دارد بيننده است.
دسته دوم، جامع نگر و واقع نگرند، هم نزديك را خوب مي بينند و هم دور را. ادراكات آنها، در محسوسات خلاصه نمي شود، هم خانه دنيا را مي بينند و هم خانه آخرت را. در فرهنگ قرآن و حديث، اين دسته از مردم، بصير و بينا ناميده مي شوند.            برپايه روايتي، امام علي (ع) اين دو دسته از مردم را اين گونه معرفي نموده است:
«همانا دنيا» واپسين ديدرس انسان كور (دل) است و در فراسوي آن، چيزي نمي بيند، اما بصير و بينشور، نگاهش از دنيا فراتر مي رود و مي داند كه سراي (حقيقي) در وراي اين دنيا است.
پس بصير از دنيا دل و ديده بر مي گيرد و كور (دل) به آن مي نگرد. بينشور و بصير از آن توشه بر مي گيرد و كور (دل) براي آن توشه فراهم مي آورد» (نهج البلاغه،خطبه 133)
بنابر اين، بصيرت و بينايي حقيقي در فرهنگ قرآن و حديث، به معناي جامع نگري و آينده نگري علمي و عملي است و كساني «بصير» ناميده مي شوند كه در پرتو بينش صحيح، در جهت تامين منافع مادي و معنوي، و دنيا و آخرت خود، حركت كنند.

همتايان بصيرت
پرسش:    در قرآن كريم و احاديث چه كليد واژه هايي وجود دارد كه به لحاظ مفهومي معادل و يا قريب به واژه بصيرت هستند. لطفا به نحو اجمال آنها را توضيح دهيد؟
پاسخ    در بخش قبلي بحث، پيرامون مفهوم بصيرت و ديدگاه آيات قرآن و روايات دراين باره مطالبي مطرح گرديد. اينك كليد واژه هايي را كه به لحاظ مفهومي به معناي بصيرت بسيار نزديك هستند، به نحو اجمال بيان مي كنيم.
همتايان مفهومي
در قرآن و روايات اسلامي، واژه هايي وجود دارند كه مي توان گفت معادل واژه بصيرت اند و يا به آن بسيار نزديك هستند.
1- يقظه
يكي از واژه هاي معادل بصيرت «يقظه» است. در اين باره از علي (ع) نقل شده كه فرمود:
اليقظه استبصار (غررالحكم، ص 176)، يقظه (بيداري) بصيرت يافتن است. و در روايتي ديگر از علي (ع) در معرفي اهل بصيرت آمده است:
فاستصجو ابنور يقظه: في الابصار والا سماع والا فئده. پس بدين سبب، چشم ها و گوش ها و دل هايشان از نور بيداري روشن گرديد.
2- نور
همتاي ديگر بصيرت نور است.
يا ايهاالذين امنوا اتقواالله و امنوا بر سوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نوراًتشمون به اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش، شما را دو بهره عطا كند و براي شما نوري قرار دهد كه به (بركت) آن، راه سپريد. (حديد - 82)
3- فرقان
يكي ديگر از واژه هاي بسيار نزديك به مفهوم بصيرت، واژه «فرقان» است:
يا ايهاالذين امنوا ان تتقواالله يجعل لكم فرقاناً.  اي كساني كه ايمان آورده ايد! اگر از خدا پروا كنيد، براي شما فرقاني (نيروي جدا كننده حق از باطل) قرار مي دهد. (انفال -92)
همچنين در بسياري از روايات، واژه هاي ديگري همچون: عقل، معرفت، علم و حكمت، نيز در معناي بصيرت به كار رفته اند.

نوشته شده :توسط محمود زارع پور