شب قدر
و همانا منظور از شبهای قدر این است که تو دستنیافتی نیستی؛ اگر چشم از آسمان برندارم.
در پیچ و خم کوچههای روشن تو، میتوانم خودم را پیدا کنم. اگر تو نبودی، هیچگاه به خودم نمیرسیدم؛ همانگونه که به خدا.
نمیدانم جنس شبهای تو را خداوند از کدام شبهای بیهمتایی آفریده است.
محال است فضیلت این شبهای آسمانی را فراموش کنم.
نمیدانم این حرفها را کی خواندهام.
نمیدانم این کلمات را در کدام قاموس دیدهام. فقط میدانم که با این کلمات، میتوانم به تو نزدیکتر شوم.
ای پروردگاری که شبهای قدر را برای پرنده شدن من آفریدهای! سپاس میگویم تو را و اشک میریزم از همه گناهانی که کرده و خطاهایی که رفته.
شاکرم از مهربانی تو که شبهای قدر را برایم آفریدهای تا دستهای سیاهم را در رودهای زُلال اشک بشویم.
میدانم که اگر شبهای قدر تو نبود، نمیتوانستم با لبخند، در قیامت سرم را بالا بگیرم.
پروردگارا! من عذرخواه تمام گذشتههای غفلت خویشم؛ گذشتههایی که مغرور و متکی به رحمت تو، دست در دست ابلیس میگذاشتم و از تو دور میشدم؛ گذشتههای عصیان و سرپیچی که همه از غفلت و نسیان من بال و پر میگرفت و مرا در پیشگاه لطف تو، گستاختر میکرد.
در این شب معصوم، این سرآغاز دوباره تقدیر، تو را سوگند به بلندایِ قدری که بر قامت این شب دوختهای، دستهای توبهکارم را مستجاب کن و بار دیگر، در مغفرتی مقدر، یاورم باش تا خود را از سر بگیرم.






خدايا فقط ميگم صاحب ما رو برسان /آمين